تبليغاتX
شبهای بی پایان -
گلچین

خدایا ...

تو تنها کسی هستی که همتا نداری،تو خیلی خوبی اینقدر زیاد که شمردنی نیست...

این بار هم می خوام با مهربونیت منو ببخشی ،آخه من عادت دارم چیزی رو که دوست دارم از تو بخوام

وگاهی وقتا تو منو به چیزی که دوست دارم نمی رسونی و من هم ناراحت میشم بهت می گم خدایا تو

منو دوست نداری!اگه دوسم داشتی حتما حرفم رو گوش می کردی....

اما بعد ها می فهمم که تو منو دوست داشتی که چیزی رو که ازت خواسته بودم بهم ندادی...

خدایا حالا می خوام بهت بگم دیگه اصرار نمی کنم اگه دوست داشتی بده اگه هم دوست نداشتی نده

چون به این رسیدم که بدونم تو چقدر دوسم داری و هیچوقت بدیم رو نمی خوایی پس سرنوشتم در

دست توست و تو هر طور که بنویسی من راضیم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 20:47  توسط بهار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همگی .
من بهار 20 ساله دانشجوی هنر . نمی دونم چی بگم اما دوست دارم که بر ساحل خدا قدم بنهم و شن های داغ و موجهای کف آلود این ساحل را لمس کنم و با آرامش و عشق آن آشنا شوم .
بعضی شبا با خودم فکر می کنم که شبها هم روزی پایان پذیرند .

پس به امید اون روز ...

پیوندهای روزانه
امام رضا(علیه السلام)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM