![]() |
![]() |
|
| گلچین |
|
به نام خدا
مدتيه يکي از وبلاگ نويس هاي محترم بنده رو به موج وبلاگي که راه انداختن دعوت کردن. دوست داشتم تو موجشون شرکت کنم ولي راستش هم گرفتاريم اين مدت زياد بوده و هست و هم به خاطر بکر بودن موضوع نياز به فکر داشت. مطالب زير به ذهنم رسيده ولي نميدونم تا چه حد به منظور و هدف موج نزديکه. درسته که بچه تهرونم ولي راستش دل خوشي ازش ندارم. هميشه از خدا ميخواستم يه راهي تو زندگيم باز کنه که از اون شهر شلوغ دودآلود خارج بشم و الهي شکر هم دعام به استجابت رسيد . تا حالا تو نت یک مطلب در مورد تهران زدم ولي جنبه انتقادي داشت ولي تو اين موج قراره در مورد محسناتش بنويسيم مخصوصا تو ايامي که مجالس اهل بيت عليهم السلام برپاست. حق و عدالت اينه که بگيم «همه جا خوب و بد داره» و نميشه بگي مردم فلان شهر خوبن يا بد اما بعضي خصلتها هست که تو بعضي شهر ها نمود بيشتري داره. البته دليل هم داره مثل علت جغرافيايي، جمعيتي و... تهرونيا: - گدا بازي در نميارن يکي از خصلتهاي مشترک و بارز مردم تهرون لوطي مئاب بودنشونه که مخصوصا تو مراسماتي که براي اهل بيت عليهم السلام مي گيرن پيداست. تهرونيا يا مجلس نميگيرن يا اگه برنامه اي ميذارن تا جايي که براشون جاداره مايه ميذارن؛ از کارکردن و وقت و انرژي گذاشتن گرفته تا خرج کردن . به قول معروف «گدا بازي در نميارن». جالب اينه که اين قضيه تو مرکز و پايين شهر تهرون بيشتر پيداست؛ يعني ربطي به پولدار بودن يا نبودنشون نداره که بگي«آره پولدارا اينجورين» نه! سر کار کردن واسه امام حسين و مادرش حضرت زهرا يا ديگر معصومين فرقي نداره اگه خرج ميدن يا هيئتي راه ميندازن هيچ متوجه نميشي باني پولداره يا نه، چون در هر حال «سنگ تموم ميذارن». - محتوا براشون مهمتره بچه هيئتي هاي تهرون بيشتر به سخنران اهميت ميدن تا به مداح؛ يعني محتوا براشون مهمتره. در حاليکه براساس تجربه شخصيم تو شهرستانها(منظورم شهرهاي کوچيکه نه جاهايي مثل مشهد و شيراز و...) بيشتر هيئتي ها دنبال مداحي و سينه زني هستن، اينکه صداي روضه خون و مداح بهتر باشه و مجلس رو گرم کنه براشون مهمتر از بعد علمي سخنرانه. - سفت و سخت به باورشون پايبندن شنيدين ميگن «طرف آب ديده ست»؟ بچه مذهبي هاي تهرون هم اينجورين؛ يعني راه هر جور انتخابي براشون باز بوده اما باوجود همه گزينه ها دين رو انتخاب کردن واسه همينم تو هر شرايط و هرجا که باشن سفت و سخت به باورشون پايبندن و عوض نميشن. اين خصلت تو مراسمات مذهبي که ميگيرن هم پيداست به صورتي که کمتر بچه هيئتي و مذهبي رو مي بيني که دنبال خلاف باشه اصولا اگه چيز ديگه اي براش مهم باشه خيلي راحت همون رو انتخاب ميکنه و دنبال هدفش ميره و تعارف نداره. واسه همينم جوون هاي حزب اللهي تهرون جزء خالص ها و ناب ها هستن و به قول معروف «مو لا درزشون نميره». براي خود من هيئت ها و مراسمهاي مذهبي که تو دوره بچگي شرکت کردم نقش مهمي داشت. اون موقع ها که دنباله رو مامانم بودم و دستم رو ميگرفت و اينور اونور ميبردم مطالبي که تو مجالس امام حسين عليهاسلام و خانوم حضرت زهرا به گوشم خورد تو اوايل جووني برام راه گشا بود. همون خانوم جلسه اي هايي که تو بچه گي باهاشون رو به رو شدم تو چادري شدنم بي تاثير نبودن باتوجه به اينکه زماني که چادر رو انتخاب کردم خانوادم هيچ مشکلي با مانتويي بودنم نداشتن. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 7:53 توسط بهار |
|
|
خدایا ... تو تنها کسی هستی که همتا نداری،تو خیلی خوبی اینقدر زیاد که شمردنی نیست... این بار هم می خوام با مهربونیت منو ببخشی ،آخه من عادت دارم چیزی رو که دوست دارم از تو بخوام وگاهی وقتا تو منو به چیزی که دوست دارم نمی رسونی و من هم ناراحت میشم بهت می گم خدایا تو منو دوست نداری!اگه دوسم داشتی حتما حرفم رو گوش می کردی.... اما بعد ها می فهمم که تو منو دوست داشتی که چیزی رو که ازت خواسته بودم بهم ندادی... خدایا حالا می خوام بهت بگم دیگه اصرار نمی کنم اگه دوست داشتی بده اگه هم دوست نداشتی نده چون به این رسیدم که بدونم تو چقدر دوسم داری و هیچوقت بدیم رو نمی خوایی پس سرنوشتم در دست توست و تو هر طور که بنویسی من راضیم...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 20:47 توسط بهار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همگی .
من بهار 20 ساله دانشجوی هنر . نمی دونم چی بگم اما دوست دارم که بر ساحل خدا قدم بنهم و شن های داغ و موجهای کف آلود این ساحل را لمس کنم و با آرامش و عشق آن آشنا شوم . بعضی شبا با خودم فکر می کنم که شبها هم روزی پایان پذیرند . پس به امید اون روز ... |
| پیوندهای روزانه |
|
امام رضا(علیه السلام) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|